محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

468

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

عهده‌دار اداى خطبه در مسجد جامع اعظم بود . علاوه بر شاعرى فقيهى توانا بود . مجموعه‌اى از فتاواى او و ديوان اشعارش باقى است . « 22 » ديگر قاضى ابو محمد بن عطية بن يحيى المحاربى كاتب انشاء بود . در نظم و نثر مهارت داشت و در اداى خطبه استاد بود . اصلش از وادى آش بود . در آنجا در سال 709 متولد شد و به شغل قضا منصوب گرديد . در سال 756 هجرى به غرناطه آمد و در نزد ابن الخطيب و ديگران از اكابر و مشايخ درس خواند . مدتى نيز شغل دبيرى سلطان يافت . ديگر امير اديب ، ابو الوليد اسماعيل بن سلطان ابو الحجاج يوسف ( يوسف ثانى ) معروف به امير ابن الاحمر بود . پيش از اين از او ياد كرديم . اديبى توانا بود . در كتاب خود به نام « نثير الجمان » شرح حال اكابر نويسندگان و شعراى قرن هشتم هجرى را گرد آورده است . بويژه دربارهء ابن الخطيب و ابن زمرك قلمفرسايى كرده است . المقرى در دو كتاب خود « نفح الطيب » و « ازهار الرياض » از او نقل كرده است . از امير ابن الاحمر كتاب ديگرى باقى است به نام « النفحة النسرينية و اللمحة المرينية » در تاريخ بنى مرين كه نسخهء آن در كتابخانهء اسكوريال ( شماره 1769 الغزيرى ) محفوظ است . امير ابن الاحمر در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم زنده بوده است . ديگر ابو عبد اللّه شريشى شاگرد ابن الخطيب و امين او بود . معلم فرزندان سلطان بود . هم او بود كه كتاب « الاحاطهء » ابن الخطيب را از مسودات آن به بياض نقل كرد . اين كار به دستور ابن الخطيب بود كه در اين هنگام سخت گرفتار امور وزارت بود . « الاحاطه » در شش جلد نوشته شد . شريشى در اين هنگام خود از علماى قرآن و سنت بود . « 23 » اكنون به ذكر شمارى از فقهاء و مورخين مىپردازيم . از آن جمله بودند :

--> ( 22 ) . نفح الطيب ج 3 / ص 267 و 268 . ( 23 ) . نفح الطيب ج 4 / ص 757 .